أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

136

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

نخاوله « 1 » آنچه در اين مقطع انسان منصف را آزار مىدهد ، مطلبى است كه برخى از مورّخان نوشته ، گفته‌اند كه نخاوله كه شيعيان فعلى ساكن مدينه هستند ، از نسل همين اباحىها در مدينه هستند . اين نظرى است كه آشكارا تعصّب در آن ، خانه كرده است . نسل آنان چه ارتباطى با تشيع دارد ؟ اگر آنچنان كه مىگويند اهالى مدينه فرزندان متولد شده از اين اباحىها را در ناحيه‌اى از مدينه گذاشتند ، چرا اين نسل از اين نام و نشان شرمنده نشده ، در بلاد متفرق نگشتند ؟ گريز آنان از اين ديار ، معقول‌تر مىنمايد تا آن كه در گوشه‌اى از مدينه بمانند و تا به امروز پابرجا باشند . واقعيت آن است كه برخى از مورّخان ، برابر روايات نقل شده ، عقل خود را به كنار مىگذارند . برخى ديگر اسير گرايش‌هاى مذهبى و باورهاى خويش هستند و بيش از آن كه براى حقيقت و تاريخ به ثبت وقايع بپردازند ، اسير شهوات و خواسته‌هاى نفسانى خود هستند . آنچه اسباب تأسف است اين كه برخى از مردم مدينه ، تا به امروز متأثر از اين قبيل اخبار هستند و به برادران نخاوله‌اى خود چنين نظرى دارند . سنى نبودن نخاوله هم تأكيدى بر اين نگاه و نظر آنان شده است . اما واقعيت آن است كه نخاوله « 2 » بخشى از شيعيانى هستند كه در جهان اسلام زندگى مىكنند و تشيع هم پديدهء شگفتى در سرزمين‌هاى عربى نيست و تاريخ در تمام ادوار خود و در ميان بسيارى از خاندان‌ها و توده‌ها ، با آن آشنا بوده است . برخورد تند مردم با نخاوله نشأت گرفته از سياست عثمانىهاست كه به دلايل سياسى با تشيع درگير بودند . فاصلهء ميان نخاوله و اجماع و اتحاد امت جز اين نيست كه مسلمانان به آنان توجه كرده و در قانع كردن آنان بكوشند تا

--> ( 1 ) . در بارهء نخاوله بنگريد كتاب : جامعهء شيعهء نخاوله در مدينهء منوّره ، قم دليل ما ، 1380 . ( 2 ) . در سعودى ، و در محافل ادارى ، از آنان با عنوان النخليون ( مفرد آن : نخلى ) ياد مىشود . من در معجم معالم الحجازفصلى را به آنان اختصاص داده‌ام و عقيدهء خودم را در ارتباط با آنچه مؤلف بيان كرده ، توضيح داده‌ام . اما آن مطالب اجازهء نشر نيافت ( عاتق ) .